طبق آخرین گزارشهای تحلیلی آژانس بینالمللی انرژی، تقاضای انرژی ترکیه در ۱۵ تا ۲۰ سال آینده افزایش خواهد یافت. برای مقابله با این موضوع، ترکیه باید تأمینکنندگان متنوعی را برای مصرف داخلی تضمین کند. این امر عملاً مستلزم خصوصیسازی شرکت دولتی خط لوله ترکیه (BOTAS) است تا انحصار گسترده را کاهش داده و یک بازار گاز طبیعی شفاف و رقابتی ایجاد کند. در این راستا، روند آزادسازی بخش انرژی اروپا که از دهه ۹۰ آغاز شد، نمونه مهمی برای ترکیه است. در واقع، اعمال دستورالعملهای گاز اتحادیه اروپا در فرآیند آزادسازی بازار انرژی منطقهای نقش کلیدی در شکلگیری یک محیط رقابتی ایفا کرد. در این زمینه، با الهام از این دستورالعملها و دستیابی به انطباق با قوانین اتحادیه اروپا، قانون بازار گاز طبیعی (۴۶۴۶) در آوریل ۲۰۰۱ تصویب شد. این گامی مهم برای BOTAS در لغو انحصار و آزادسازی بازار گاز بود.
برای رسیدگی به تقاضای رو به رشد انرژی در اتحادیه اروپا، اولین گامها برای بهبود رقابتپذیری کلی در دهه 1990 با ایجاد یک بازار داخلی یکپارچه، تأمین امنیت تأمینکنندگان انرژی و حفاظت از محیط زیست برداشته شد. تا زمان تصویب دستورالعملهای آزادسازی در سال 1996 (برق) و 1998 (گاز)، بخش انرژی توسط سیاستهای ملی شکل میگرفت. اما با انتقال این دستورالعملها به سیستمهای حقوقی کشورهای عضو، به ایجاد یک نهاد یکپارچه گاز کمک میشود. با این حال، با وجود شکافهای قانونی و عملکردی در اولین دستورالعملهای گاز، دومین دستورالعملهای گاز در سال 2003 با بندهای مکمل معرفی شدند. بنابراین، در اواخر سال 2007، اکثریت قریب به اتفاق کشورهای اتحادیه اروپا با آزادسازی بازار به توافق رسیده بودند.
با این وجود، صحبت در مورد ظهور یک بازار رقابتی در اتحادیه اروپا دشوار است، زیرا تأمینکنندگان نمیتوانند متنوع باشند و مکانیسمهای قیمتگذاری قابل اجتناب نیستند. بسته سوم انرژی که در سال ۲۰۰۹ منتشر شد، با معرفی مقررات و سیاستهای جدید، با هدف ارتقای بیشتر بازار انرژی باز، یکپارچه و رقابتی با جداسازی تولید انرژی از توزیع، تدوین شد. با این حال، در عمل، آزادسازی کامل بخش انرژی هنوز رخ نداده است. به عنوان مثال، فرانسه که اجرای این دستورالعملها را ترویج میکرد، با تفکیک مالکیت مخالف است که شرکتهای گاز را ملزم به ایجاد یک شرکت تابعه جداگانه برای انجام تجارت زیرساختهای گاز میکند. در این راستا، فرانسه تلاش میکند از سرمایهگذاریهای لازم مورد نیاز در آینده اجتناب کند. همچنین در آلمان، فقدان قابل توجهی از استقلال از سوی سازمانهای نظارتی مستقل وجود دارد. از سوی دیگر، عدم تکمیل مقررات قانونی در کشورهایی مانند آلمان در مورد شبکههای ارتباطی که از طریق آنها اشخاص ثالث که در ابتدا از قراردادها مستثنی شده بودند تا سال ۲۰۰۴ به آنها دسترسی داده میشد، به وضوح نقصهای موجود در فرآیند آزادسازی در بازارهای انرژی اتحادیه اروپا را نشان میدهد.
شکلگیری بازار گاز طبیعی در ترکیه
همانطور که آلتان کولبای، دبیرکل PETFORM، اظهار داشت، اگرچه اتحادیه اروپا هنوز به طور کامل به آزادسازی مورد نظر دست نیافته است، اما برای تحقق دستورالعملها تلاش میکند. وقتی صحبت از قانون بازار گاز طبیعی (شماره ۴۶۴۶) که در سال ۲۰۰۱ لازمالاجرا شد، میشود، ترکیه از کشورهای اروپایی عقب میماند. هدف اصلی قانون شماره ۴۶۴۶، توسعه یک بازار گاز طبیعی منصفانه، شفاف و رقابتی در کشور بود. قانون بازار گاز طبیعی، که بازار را به هفت نوع مجوز تقسیم میکند، واردات، انتقال، توزیع، ذخیرهسازی، بازاریابی، تجارت و صادرات گاز طبیعی و حقوق و تعهدات همه اشخاص حقوقی و حقیقی مرتبط با این فعالیتها را پوشش میدهد. با چنین توزیعی، فعالیتهای عمدهفروشی و واردات LNG تا حد زیادی هدف قرار میگیرند، اما به سختی میتوان همین را برای بقیه فعالیتها گفت.
حتی اگر فرآیند آزادسازی به طور کامل انجام نشد، گامهای امیدوارکنندهای در این راستا برداشته شد. اولین مزایده آزادسازی قرارداد بین پایان سال ۲۰۰۷ و سه ماهه اول سال ۲۰۰۹ منعقد شد و چهار واردکننده جدید با حجم کل سالانه ۴ میلیارد متر مکعب وارد بازار شدند. گام مهم دوم در اوت ۲۰۱۲ برداشته شد، زمانی که گازپروم قراردادهای عرضه سالانه ۶ میلیارد متر مکعب را با چهار شرکت ترکیهای امضا کرد. این توافقنامه جایگزین قرارداد بین گازپروم و بوتاس شد که به سال ۱۹۸۶ برمیگشت و در دسامبر ۲۰۱۱ منقضی شده بود. طبق بیانیهای که توسط سازمان تنظیم مقررات بازار انرژی (EMRA) منتشر شد، شرکتهایی که با گازپروم توافقنامه امضا کردهاند عبارتند از آکفل گاز، بوسفروس گاز، کیبار هولدینگ و باتی هاتی.
بنابراین، سهم ۹ درصدی واردات برای بخش خصوصی امروز، با توجه به توافقات جدید در سهم بازار، بدون شک افزایش خواهد یافت. با این حال، از آنجایی که بوتاس از رسیدن به اهداف خود فاصله زیادی دارد، این میتواند نشانهای از کندی روند آزادسازی باشد. طبق مقاله «تحقیقات بخش گاز طبیعی» که توسط سازمان رقابت در ژوئیه ۲۰۱۲ منتشر شد، تأخیر بوتاس به این دلیل است که این شرکت به عنوان یک «شرکت مستقل سودجو» فعالیت نکرده است. تفکیک قانونی و عملکردی که در ابتدا پیشبینی شده بود، هنوز محقق نشده و به جای روش آزادسازی مبلغ، روش آزادسازی قراردادی انتخاب شده است.
در نتیجه، به دلیل خصوصیسازی بوتاس، تغییر چشمگیری در بخش گاز و موقعیت انحصار دولتی ایجاد شده است. با این حال، تاکنون، به جز انتقال خدمات توزیع، اهداف تعیینشده در قانون هنوز محقق نشده است. با آخرین امضاها، سهم بازار بوتاس به ۷۸ درصد کاهش یافته است. این نتیجه نشاندهنده ناسازگاری بین نقطه مبدا و آزادسازی مورد نظر است.


