عربستان سعودی اعلام کرده است که قصد دارد از یک سیاست خارجی چند بعدی پیروی کند. آیا این به معنای تغییر سیاست خارجی آمریکا به سمت پکن است؟
ملک سلمان پادشاه عربستان سعودی با لی کچیانگ، نخست وزیر چین دیدار کرد و دو کشور یادداشت تفاهم همکاری سرمایه گذاری به ارزش 65 میلیارد دلار را امضا کردند.
این خبر باید دلیل واقعی نگرانی دولت ترامپ باشد. این تغییر ممکن است جدی تر از تمرکز بر کره شمالی برای ایالات متحده باشد.
روابط نزدیک بین چین و عربستان سعودی ممکن است به معنای "طلاق" تمام عیار از آمریکا نباشد، با این حال تصمیم پادشاهی به طور بالقوه پیامدهای عمیقی در منطقه دارد.
در 80 سال گذشته، عربستان سعودی نشانه چشم انداز سیاسی خاورمیانه برای ایالات متحده بوده است.
پدیدههای ضداسلامی در سیاستهای آمریکا عامل بزرگ بیداری عربی است. طبل «دموکراسی» دیگر در خاورمیانه کار نمی کند. مردم در سراسر خاورمیانه دوست دارند صداقت و صداقت را از سوی ایالات متحده و غرب ببینند.
البته پادشاه عربستان و خاندانش از عواقبی مانند صدام حسین می ترسند و طبیعتاً می خواهند موقعیت خود را به هر قیمتی حفظ کنند.
این دیدگاه مشترکی است که در رسانه های غربی مشترک است: از یک سو شرق خودکامه و از سوی دیگر غرب به اصطلاح دموکراتیک را داریم. آیا غرب واقعاً دموکراتیک است در مورد خاورمیانه؟ رویکرد "لیبرال دموکراسی در داخل، سیاست واقعی و قدرت سخت در خارج" اعتبار ایالات متحده و غرب را تضعیف می کند.



