عوامل بنیادی، فنی و شرایط بازار، همه چیزهای متفاوتی در مورد تحمل روندهای ریسک عمومی می گویند. با نگاهی به نمودارها، می بینیم که شاخص های سهام جهانی به ویژه پس از پیشرفت های تهاجمی، در سطوح مقاومت برجسته قرار گرفته اند. به طور مشابه، از FX طرف ، EURUSD، AUDUSD، NZDJPY و سایر جفت ارزهای حساس به ریسک (همراه کردن یک ارز با بازده بالا یا یک ارز با مشکل اساسی به یک پناهگاه امن) به سقف های تعیین شده در نمودار خود خیره شده اند. با این حال، در اینجا نیز ما یک رفتار صعودی ثابت داریم.
در مقابل، چشمانداز بنیادی مملو از عدم قطعیتها و «دنبالههای چاق» است که میتواند به شدت اعتماد سرمایهگذاران را در حرکت رو به جلو تحت تأثیر قرار دهد. ما میتوانیم از میان تهدیدها انتخاب خود را انتخاب کنیم. ارائه پر سر و صداترین سرفصل ها، صخره مالی قریب الوقوع ایالات متحده است. با این حال، این تنها موضوع در دست نیست. بحران مالی منطقه یورو، انتخابات ژاپن، افزایش سرمایه سوداگرانه در بازارهای نوظهور و گسترش رکود جهانی، همه نگرانیهای مداوم و نامشخص هستند. در صورت بروز بحرانهای سیستمیک، هر کدام میتوانند هراس ایجاد کنند، اما میتوانند منبع تجمعهای امدادی نیز باشند – چیزی که اخیراً شاهد آن بودهایم. تشخیص ترکیب بین عوامل بنیادی و فنی و تأثیر خالص آن بر بازارها به اندازه کافی دشوار است، اما عامل سومی وجود دارد که وضعیت را پیچیده تر (یا شاید اصلاح) می کند. شرایط بازار برای چگونگی و مکان حرکت ما ضروری است. اگر فقدان جدی مشارکت سوداگرانه وجود داشته باشد و حمایت اندکی از توسعه روند وجود داشته باشد - همانطور که اکنون می بینیم - آغاز شکست یا وارونگی عمده در هر چیزی به جز تغییر چشمگیر در موضوعات اساسی دشوار خواهد بود.
وقتی نوبت به مرتب سازی تمام اطلاعات متناقض، یاتاقان های سوداگرانه و عدم قطعیت های طولانی در بازار می رسد. اولین قدم ما باید ارزیابی این باشد که آیا شرایط به گونهای است که واقعاً میتوانند از شکست فنی بزرگ پشتیبانی کنند یا در صورت عملی شدن به یک محرک اساسی کمک کنند. از لحاظ تاریخی، دوره بین تعطیلات شکرگزاری ایالات متحده و پایان سال شاهد خروج مداوم منافع سفتهبازی از بازار است، زیرا معاملهگران حسابهای خود را برای سال مالی متوقف میکنند و دیگران به سادگی موقعیتهای خود را کاهش میدهند یا میدانند که عدم مشارکت به طور معمول توسعه روند را تا آغاز سال جدید محدود می کند. پیچیدگی دیگر این بار این واقعیت است که سطح علاقه سرمایه گذاران از زمان بحران مالی کاهش یافته است. در واقع، قرار گرفتن در معرض (که از طریق بهره باز آتی S&P 500 اندازه گیری می شود) در پایین ترین سطح خود از سال 1997 قرار دارد. با توجه به سطح عمق بازار، شروع پرش و حفظ روند در هر جهت بسیار دشوار خواهد بود. اگر فرآیند اساسی توسعه یک روند عمدی برای بازار را در نظر بگیریم، مهمتر از شوک اولیه که حرکت را تشویق می کند، آمادگی سرمایه در حاشیه برای ورود به بازار با ایجاد اوج یا پایین های جدید است. به طور طبیعی، زمانی که بازار کافی برای گسترش افراط در حرکت قیمت وجود نداشته باشد، پیشرفت به سرعت متوقف می شود و در نهایت دوباره دنبال می شود.
بسیاری از معامله گران با نزدیکی جفت هایی مانند وسوسه می شوند EURUSD و AUDUSD به سطوح فنی برجسته در پس زمینه خطر رویدادهای سنگین. صعودی یا نزولی، به نظر می رسد همه عناصر برای یک حرکت بزرگ بازار وجود دارند. با این حال، وقتی پسزمینه مورد بحث در بالا را در نظر میگیریم، میتوانیم تصویر بسیار دشواری را ببینیم. نقدینگی پایین مطمئناً می تواند نوسانات را تحت تأثیر قرار دهد و در نتیجه بر سطوح فنی نزدیک غلبه کند، اما توسعه روند فوق العاده دشوار خواهد بود. برای ایجاد جرقه و تغذیه روندی در برابر این پسزمینه، ما به یک توسعه اساسی نیاز داریم که بتواند رضایت طبیعی را که در بازار نازل شده است، نادیده بگیرد. و این کاملاً غیرممکن نیست.
رضایت از ریسک (همانطور که در پایینترین سطح پنج ساله شاخص نوسانات FX مشاهده کردیم) محور اصلی برای ایجاد موضوع «خارج از ریسک» است. موقعیت بیش از حد توسعه یافته شاخص های سهام مانند S&P 500 و جفت ارزهای پربازده مانند AUDUSD بیش از همه در معرض خطر بیزاری طاقت فرسایی است که هم اهرم زدایی از قرار گرفتن در معرض ریسک را در سراسر هیئت تحمیل می کند و هم هزینه بیمه را بالا می برد (آنچه که اساساً نوسانات را نشان می دهد). به نظر نمی رسد چشم انداز کلی کندی اقتصاد جهانی و جابجایی بازارهای مالی آنقدر تهدید کننده باشد که ترس را برانگیزد. با این حال، میتوانیم شاهد انفجار یکی از تهدیدات فوقالعاده برای سیستم باشیم. یا خبرهایی مبنی بر اینکه منطقه یورو پرداخت کمک های بعدی یونان در 13 دسامبر را متوقف می کند یا دولت ایالات متحده در حل مشکل صخره مالی ناکام می ماند، می تواند چنین ترسی را برانگیزد.
با این حال، در حالی که این خطرات قابل توجهی هستند، نتیجه محتمل تر برای هر دو، نتایج رضایت بخش برای هر دو است. آیا برای سناریوی "ریسک در برابر"، حل فوری (به تعویق انداختن) این دو مورد از این خطرات برای افزایش ریسک پذیری قوی کافی است؟ بعید است. اولین ملاحظه این است که حل این تهدیدها با ایجاد مسیر برای رشد قوی و بازدهی بالاتر یکسان نیست. این یک "تسکین" است تا قدرت. علاوه بر این، بازارهای سرمایه هرگز واقعاً به قلمروی بیش از حد فروش بازگشته اند. و ما قبلاً در جهش اخیر از این داراییهای مختلف دیدهایم که حق بیمه کوتاهمدت به میزان قابل توجهی تنزیل شده است.


