مینیاتور عثمانی or مینیاتور ترکی یک شکل هنری در امپراتوری عثمانی بود که میتوان آن را با سنت مینیاتوری ایرانی پیوند داد،[1] و همچنین تأثیرات هنری قوی چینی. این بخشی از هنرهای کتاب عثمانی همراه با تذهیب بود (روشنایی، خوشنویسی (است، کاغذ سنگ مرمر (ابرو) و صحافی (پوست). کلمات تاسویر or ناخوشایند برای تعریف این هنر در زبان عثمانی استفاده شد. استودیوهایی که هنرمندان در آن کار می کردند Nakkashane نام داشتند. مینیاتورها امضا نشده بودند. این تا حدودی به دلیل دیدگاه جهانی نسبت به سنت است که فردگرایی را رد می کند. دلیل دیگر این است که آثار به طور کامل توسط یک نفر خلق نشده است: نقاش اصلی ترکیب صحنه را طراحی کرده و شاگردانش خطوط را (که به آن تحریر می گویند) با مرکب سیاه یا رنگی کشیده و سپس مینیاتور را بدون ایجاد توهم نقاشی می کنند. بعد سوم سرنقاش و اغلب کاتب متن در برخی از دست نوشته ها نام برده شده و به تصویر کشیده شده است. درک پرسپکتیو با سنت نقاشی رنسانس اروپایی متفاوت است و صحنه تصویر شده ممکن است شامل دورهها و فضاهای مختلف باشد. مینیاتورها از نزدیک متن کتاب را دنبال میکردند، که شبیه تصاویر کتابهای مصور امروزی است. رنگ ها با رنگدانه های پودری مخلوط با سفیده تخم مرغ و سپس با صمغ عربی رقیق شده به دست آمد. رنگ ها درخشان بود. رنگهای متضاد در کنار رنگهای گرم استفاده میشوند که ما را به یاد رویکرد نقاشان آوانگارد قرن بیستم در انتخاب رنگ میاندازد. تفاوت های ظریف رنگی همان سایه به شیوه ای استادانه اعمال شد. بیشترین استفاده از رنگ های قرمز روشن، مایل به قرمز، سبز و سایه های مختلف آبی بود.
جهان بینی زیربنای نقاشی مینیاتور عثمانی نیز با سنت نقاشی رنسانس اروپایی متفاوت بود. هدف نقاشان این نبود که انسان ها و سایر موجودات زنده یا غیر زنده را به صورت واقع گرایانه به تصویر بکشند، اگرچه رئالیسم فزاینده ای از اواخر قرن شانزدهم به بعد دیده می شود. مانند افلاطون، آنها تقلید را تحقیر میکردند، زیرا بر اساس دیدگاه جهانی تصوف، ظاهر موجودات دنیوی دائمی نبود و ارزش تلاش برای آن را داشت. هنرمندان عثمانی میخواستند با نقاشیهای خود به واقعیتی نامتناهی و متعالی اشاره کنند (که بر اساس دیدگاه اسپانتئیستی تصوف، همان الله است)، بنابراین هر چیزی را که به تصویر میکشید سبک و انتزاع میکردند.



