چرا اوباما بهتر عمل نمی کند؟ چرا رامنی نیست؟ پاسخ شغل است.
اوایل اکتبر یک سرمای غیر فصلی و تعداد زیادی دانه برف را به ایالت های شمالی آمریکا آورد. به نظر می رسید نامزدی باراک اوباما نیز دچار سردرگمی شود. نظرسنجیهای ریاستجمهوری پس از اولین مناظره که در آن آقای اوباما تلاش کرد تا از سابقه اقتصادی خود در برابر حملات رقیب جمهوریخواه خود، میت رامنی، دفاع کند، تشدید شد. با این حال، با توجه به ارقام بیکاری، سورتمه سواری برای آقای رامنی سخت تر از آن چیزی بوده است که تصور می شد.
اقتصاد آمریکا تقریباً 9 میلیون شغل را بین ژانویه 2008 و اوایل سال 2010 از دست داد. 4.5 میلیون شغل کمتر از اوج اشتغال قبل از رکود باقی مانده است - ارتفاعی که با نرخ های اخیر ایجاد شغل تا 32 ماه دیگر دوباره به دست نخواهد آورد. با این حال، شرطبندیها فکر میکنند که احتمال پیروزی رئیسجمهور بیشتر از عدم پیروزی است. توضیح ساده برای رقابت تنگاتنگ، ابهام در عملکرد اخیر اقتصاد است: آنقدر ضعیف است که نمیتوان آقای اوباما را به یک طرفدار تبدیل کرد، آنقدر قوی بود که نمیتوان او را اخراج کرد. موضوع مشاغل بر پیچیدگی می افزاید.
علیرغم طوفان های زمستانی، به نظر می رسد که آب و هوای اقتصادی غرب میانه در حال تبدیل شدن به آرامش است. نرخ بیکاری در ایالت های نوسانی مانند اوهایو و ویسکانسین کمتر از رقم ملی 7.8 درصد است. در جنسویل، ویسکانسین، خانه پل رایان، نامزد معاون ریاست جمهوری جمهوریخواه، نرخ بیکاری از 13.9 درصد در آگوست 2009 به تنها 8.6 درصد در اوت امسال کاهش یافت. برخی از تجار در این منطقه می گویند که در حال برنامه ریزی برای افزایش استخدام هستند. یک کارگر در یک پمپ بنزین محلی میگوید که «بهطور محتاطانه خوشبین» شده است.
همین حرکت کم کم کم در چهره های ملی ظاهر می شود. خردهفروشی در سال منتهی به سپتامبر 5.4 درصد افزایش داشت و شروع به کار مسکن جدید در سپتامبر 35 درصد نسبت به سال گذشته افزایش داشت. کاهش نرخ بیکاری در سپتامبر، از 8.1 درصد به 7.8 درصد، به آقای اوباما اجازه می دهد تا ادعا کند که نرخ بیکاری در زمان او افزایش نیافته است. نرخ بیکاری به میزان قابل توجهی نسبت به نرخ 9.0 درصدی در سال گذشته کاهش یافته است. اعتماد اقتصادی در حال افزایش است. حمایت از آقای اوباما ممکن است به دنبال داشته باشد. رای دهندگان معمولاً تمایلی به بیرون راندن مدیران فعلی ندارند که باعث پیشرفت می شوند، هرچند محدود.

با این حال، جنبه دیگری برای بهبود وجود دارد. حتی با افزایش فعالیت در خیابان های اصلی، میراث روزهای سخت غیرقابل انکار است. در یک کافی شاپ ژانزویل، زنی پیشنهاد میکند که این یک پوشش نقرهای است، نه طلوع آفتاب: اوضاع بهتر میشود زیرا خانهها ارزان هستند و بسیاری از بیکارها کوچ کردهاند. او یک نکته دارد؛ از بدترین روزهای رکود اقتصادی در Janesville، نه چندان دور پس از بسته شدن کارخانه محترم جنرال موتورز، تعداد بیکاران در شهر حدود 4,230 نفر کاهش یافته است در حالی که اشتغال 461 نفر کاهش یافته است. برای شغل یا نقل مکان کرده اند.
در سراسر آمریکا، داستان تقریباً مشابه است. بازارهای کار در حال بهبود هستند. اشتغال 4.3 میلیون شغل از اوایل سال 2010 افزایش یافته است. اما بیشتر کاهش مشاهده شده در نرخ بیکاری ناشی از خروج کارگران ناامید است: بازنشستگی پیش از موعد، دریافت بیمه از کار افتادگی، یا ماندن در حاشیه نیروی کار، حمایت شده توسط سایر اعضای خانواده سهم جمعیت آمریکا که کار میکنند، معیاری که افت نیروی کار را در نظر میگیرد، در طول رکود کاهش یافته و به ندرت بهبود یافته است. این رکورد اوباما است که آقای رامنی ترجیح می دهد در برابر آن نامزد شود.
با این حال، تحلیف آقای اوباما آغازی برای مشکلات آمریکا نبود. همچنین شروع رکود در اواخر سال 2007 نبود. رشد شغل در بهبود پس از آن رکود، کندتر از هر رکود دیگری از سال 2001، از جمله آخرین رکود بود.
درآمدها راکد شده است. درآمد تعدیل شده بر اساس تورم یک خانواده معمولی آمریکایی به جایی که در اواسط دهه 1990 بود بازگشته است. جاکوب هکر، دانشمند علوم سیاسی در دانشگاه ییل، یک «شاخص امنیت اقتصادی» را محاسبه میکند که نسبت آمریکاییهایی را که شاهد کاهش ۲۵ درصدی یا بیشتر درآمد خانوارشان (بعد از پرداخت بدهی و هزینههای پزشکی) از یک سال به بعد هستند، بررسی میکند. این شاخص در طول رکود به بالاترین حد خود رسید، زیرا بیش از یک نفر از هر پنج آمریکایی با کاهش 25 درصدی یا بیشتر درآمد مواجه شدند. اما این شاخص از اواسط دهه 25 به طور پیوسته در حال افزایش بوده است. حتی زمانی که خانوارها سرشار از پول نقد بوده اند، تقاضاهایی مانند افزایش هزینه های مراقبت های بهداشتی آنها را در تنگناهای اقتصادی خطرناک قرار داده است.
کمپین ها تمایلی به مطرح کردن این دیدگاه گسترده تر ندارند. منعکس کننده ضعیفی برای هر دو نامزد است. آقای اوباما در چهار سال گذشته نتوانسته کمک کند. آقای رامنی، به عنوان یک جمهوری خواه، با عملکرد دولت بوش لکه دار شده است. سکوت همچنین ناشی از عدم توافق در مورد منبع مشکلات است. سه دهه است که نابرابری در حال افزایش است. سهم درآمد حاصل از کار، در مقابل سرمایه، در طول یک نسل کاهش یافته است. هیچ یک از طرفین نمی توانند به راحتی دیگری را برای این روندهای بلندمدت مقصر بدانند. با این حال، آنها بخش مهمی از پس زمینه انتخابات ملی هستند، همانطور که برای بیش از یک دهه بوده است.
رای دهندگان ممکن است در 6 نوامبر کینه نداشته باشند. دانشمندان علوم سیاسی بر این باورند که اصول اقتصادی به شدت بر عملکرد حزب فعلی در انتخابات بزرگ تأثیر می گذارد و رأی دهندگان بیشترین تأکید را بر آخرین روندها در مواردی مانند درآمد و اشتغال دارند. این تصور که دوران سختی در حال عقب نشینی است، فرانکلین روزولت و رونالد ریگان را به انتخاب مجدد در سال های 1936 و 1984 سوق داد، علیرغم مبارزات اقتصادی در دوره های قبلی خود. این ناراحتی از عملکرد اخیر است که آقای اوباما را با چنین رقابت سختی روبرو می کند. مدل های اقتصادی یک گرمای مرده مجازی را پیش بینی می کنند.
داده های شغلی یک ماه گذشته - اکتبر - قبل از انتخابات منتشر خواهد شد. اعداد و ارقام هر چه که باشند، آقای اوباما نمی تواند ادعایی شبیه ریگان داشته باشد که صبح به آمریکا بازگشته است. اگر آقای رامنی نمیتواند از این سرمایهگذاری کند، ممکن است به دلیل شکست او و همتای رقیبش در ارائه توضیح قانعکننده برای مشکلات بازار کار طولانیمدت آن کشور باشد.
(اقتصاد دان)



