تجمع TARGET2 تعادل (دعا و تعهدات) دو منبع احتمالی دارد، عدم تعادل حساب جاری و جریان سرمایه. بنابراین، آلمان انباشته شده است TARGET2 ادعاهای تقریباً €800 میلیارد باید حاصل ترکیبی از مازاد حساب جاری و جریان سرمایه باشد. این یک موضوع تعریف است.
مازاد حساب جاری آلمان
از زمان آغاز به کار منطقه یورو، مازاد حساب جاری آلمان در حال افزایش است. این مصادف با سال های حباب در کشورهای پیرامونی منطقه یورو بود (2003 07). نتیجه این امر این است که آلمان مطالبات خالص بزرگی از کشورهای منطقه یورو انباشته کرد که در پایان سال 2011 به €634 بیلیون.
این مازاد حساب جاری منجر به TARGET2 ادعاها در طول سال های حباب، زیرا همتای این مازادها افزایش ادعاهایی بود که بانک های آلمانی (عمدتاً) علیه سایر کشورهای منطقه یورو داشتند.
سیستم بانکی آلمان تا حدودی مانند یک شرکت خودروسازی که به مصرفکنندگان پول وام میدهد تا خودروهایشان را بخرند، این پول را به دیگر کشورهای منطقه یورو وام میداد تا به آنها اجازه دهد محصولات آلمانی مازاد را بخرند - یک امر بسیار پرخطر.
در اصطلاح آمار تراز پرداخت، مازاد حساب جاری با خروج سرمایه به همان اندازه جبران شد. در نتیجه، TARGET2 تعادل حرکت نکرد
• این توهم را ایجاد کرد که هیچ خطری در کار نیست. در واقع خطرات هر سال در حال افزایش بودند.
ایجاد خالص مطالبات خارجی (وام) که همتای افزایش مازاد حساب جاری بود، خطر بزرگی را برای آلمان ایجاد کرد. بدیهی بود که کشورهای بدهکار می توانستند با مشکل پرداخت مواجه شوند، زیرا در حال انباشت بدهی بودند که با وام های بانک های آلمانی امکان پذیر شده بود. با این حال TARGET2 ادعاها در طول این سال ها حرکت نکردند و افزایش قابل توجه در معرض خطر بودن آلمان را پنهان کردند.
خطراتی که آلمان با آن روبروست
بنابراین خطری که آلمان در نتیجه قرار گرفتن در معرض خالص خود با سایر کشورهای منطقه یورو با آن مواجه است، کاملاً ساخته خود این کشور است. این نتیجه ترجیح آلمان برای مازاد حساب جاری و در نتیجه تحت کنترل آن است.
از زمان شروع منطقه یورو، آلمان انباشته شد €665 میلیارد دلار مازاد حساب جاری در برابر بقیه منطقه یورو.
• فقط €127 میلیارد دلار از پایان سال 2009 انباشته شد TARGET2 تعادل شروع به افزایش کرد.
بیشترین بخش از این خالص مطالبات خارجی قبل از بحران بدهی ایجاد شده است.
• مطمئناً انتخاب آلمان برای جمع آوری این تعادل ها بوده است.
جریان های TARGET2 و عدم تعادل حساب جاری
سین (2012) ادعا می کند که TARGET2 "به حفظ و طولانی شدن کسری ساختاری حساب جاری کمک کرد" کشورهای پیرامونی واقعیت این است که از زمان افزایش در TARGET2 این کسریهای حساب جاری، که همتای مازاد حساب جاری آلمان است، به شدت کاهش یافته است.
• از سال 2009، زمانی که TARGET2 ترازها شروع به اوج گرفتن کردند، کسری حساب جاری کشورهای پیرامونی به طور کلی کاهش یافت ٪۱۰۰ از تولید ناخالص داخلی خود به 4.5٪.
• این کاهش ها عمدتاً ناشی از رکودهای عمیق در این کشورها بود.
جریان سرمایه بیشتر این افزایش را توضیح می دهد
دلیل اصلی آلمانی TARGET2 ادعاها از سال 2010 بسیار افزایش یافته است جریان سرمایه است. جریان ها به دو شکل بوده اند.
اولین مورد زمانی به وجود آمد که بانک های آلمانی وام های خود را به کشورهای پیرامونی در ترازنامه بانک بوندس بانک تخلیه کردند.
دومین مورد نتیجه انتقال سپرده های غیر مقیم از بانک های محلی خود به سیستم بانکی آلمان به دلیل ترس از فروپاشی منطقه یورو بود.
تجزیه بازار بین بانکی EZ
در نتیجه شکست اعتماد، بازار بین بانکی منطقه یورو از حدود سال 2010 فعالیت خود را متوقف کرد. این امر باعث شد بانک های آلمانی خطوط اعتباری خود را به بانک های جنوبی متوقف کنند (و سایر بانک های شمال EZ به دنبال آن). در نتیجه، بانک های آلمانی ریسک اعتباری موجود در ترازنامه خود را به ترازنامه بوندس بانک منتقل کردند.
اما آیا این افزایش اساسی در خطری است که آلمان به عنوان یک کل در مورد تجزیه منطقه یورو با آن مواجه است؟ پاسخ منفی است.
• برای مشاهده این موضوع، فرض کنید بانک های آلمانی به جای انتقال مطالبات خود به بانک بوندس بانک، مطالبات خود را علیه بانک های پیرامونی در ترازنامه خود نگه داشته اند.
• اکنون سناریوی فروپاشی منطقه یورو را فرض کنید، که منجر به زیان وام های بزرگ بانک های آلمانی به دلیل نکول بدهکاران پیرامونی می شود.
• با توجه به حجم این ضررها، این احتمال وجود دارد که تعدادی از بانک ها برای نجات آنها به دولت آلمان مراجعه کنند.
و مطمئناً دولت آلمان در انجام این کار تردیدی نخواهد داشت.
بنابراین در سناریوی جدایی، با یا بدون TARGET2 ادعا می کند، خطر زیان های بزرگ برای مالیات دهندگان آلمانی بسیار مشابه است. آلمان با وام دهی بی رویه بانک هایش به کشورهای پیرامونی خود را در معرض خطرات بزرگی قرار داده است. و بنابراین، مالیات دهندگان آلمانی در صورتی که جدایی مستقل از آن رخ دهد، این هزینه را پرداخت خواهد کرد TARGET2 سیستم. خطر وجود دارد، اما نه به دلیل TARGET2.
جریان سرمایه سفته بازانه
نوع دوم جریان سرمایه زمانی به وجود می آید که افراد غیر مقیم به دلیل ترس از فروپاشی احتمالی منطقه یورو، سپرده های خود را از بانک های داخلی خود به سیستم بانکی آلمان منتقل می کنند.
• تا به حال این یک پدیده نسبتاً حاشیه ای بوده است، همانطور که از سال 2010 افزایش قابل توجهی در سپرده های بانکی در سیستم بانکی آلمان مشاهده نشده است.
با این حال، ممکن است در آستانه فروپاشی منطقه یورو مهم شود. اما پس از آن بوندسبانک میتواند خطر چنین انباشتههای لحظه آخری را از بین ببرد TARGET2 با تبدیل یورو به مارک های جدید آلمانی فقط برای ساکنان آلمان موجودی.
نتیجه
• خطر فروپاشی EZ، اگر وجود داشته باشد، کاملاً ساخته خود آلمان است.
• آلمان سیاست آگاهانه انباشت مازاد حساب جاری را در مقابل بقیه منطقه یورو به ویژه در دوره قبل از بحران بدهی دنبال کرده است.
• به ناچار این منجر به یک ریسک می شود، زیرا مازاد حساب جاری انباشته شدن مطالبات در مقابل منطقه یورو بود.
بنابراین اگر جدایی محقق شود، مستقل از وجود آلمان، منجر به زیان هایی برای آلمان خواهد شد TARGET2.
• آلمان می توانست با کاهش مازاد حساب جاری خود از این امر جلوگیری کند. از انجام این کار خودداری کرد و بنابراین مسئولیت این خطر بر عهده آلمان است و نه سیستم مبهمی مانند TARGET2.



