«من هرگز نمیتوانم هیچ برگهای را بپذیرم. نه پول، نه غذا، نه هیچ چیز. اگر به خانوادهام غذا بدهم، چه مردی خواهم بود؟» بچه هایش به کفش نیاز داشتند و همسرش هم مثل خودش دنبال کار بود. سخنان او مرا شگفت زده کرد، به ویژه با توجه به منابع موجود در ایالات متحده برای کسانی که به کمک نیاز دارند.
می خواستم بدانم او از زندگی جدیدش در این سرزمین رویایی چه می خواهد. او گفت: "mücadele hakki." دستانش بی تاب به نظر می رسید که می خواست کار را شروع کند، هر کاری. "من هر روز در حال یادگیری هستم، اما برای به دست آوردن حق مبارزه، نیازی به صحبت کردن به زبان انگلیسی ندارید."
"حق مبارزه؟" چنین مختصر از راه گفتن بسیار، بسیار موثر است.
*****
در همان زمان بود که ذهنهای بیسواد، ناآگاه اما بسیار متفکر فضایی ناخوشایند را برای همه پناهندگانی ایجاد کردند که سرانجام پس از جنگها و درگیریها، خانه و امیدی را در ایالات متحده پیدا کرده بودند که آنها را مجبور به ترک خانههای عزیزشان کرد، با خواهرانم آشنا شدم. و برادرانی معروف به ترکان آهیسکا که وجودشان برای من و اکثر دوستان ترکم ناشناخته بود. برخی آنها را "ترک های روسیه" می نامند، زیرا آنها می توانند هم ترکی و هم روسی صحبت کنند و پس از سال ها آزار، بی خانمانی و اخراج اجباری از مناطق مختلف اتحاد جماهیر شوروی سابق آمده اند. به نظر میرسد که ترکهای آهیسکا زبان، آداب و رسوم و فرهنگ خود را بسیار بهتر از سایرینی که من میشناسم حفظ کردهاند. آنها سخت کار می کنند، به خانواده احترام می گذارند و دوست دارند، و به خود می بالند که می توانند "سنگ ها را فشار دهند تا آب پیدا کنند."
سالمندان آنها همچنان از بالاترین افتخارات و احترام در هر خانواده برخوردارند، زنان آنها بهترین مراقب و مادر هستند و مردان آنها هر روز خستگی ناپذیر برای آوردن نان به خانه تلاش می کنند. آنها کسب و کار ایجاد کرده اند، مالکیت دارند، اجاره می دهند و کامیون های تجاری را می رانند، و خانه هایی را خریداری و بازسازی می کنند که حتی در پریشان ترین محله ها مهم نیست که خانه جدیدشان در ایالات متحده کجا باشد.
ترکهای آهیسکا معمولاً در مجاورت یکدیگر زندگی میکنند و محلههای زیبایی را ایجاد میکنند که با رنگارنگترین گلها و معماری خوشذوق تزئین شدهاند. علیرغم آنچه به نظر می رسد یک شکاف مذهبی و سیاسی اخیراً در جوامع آنها توسط قدرت طلبان ترکیه ایجاد شده است، احساس اجتماع در میان ترک های آهیسکا تقریباً بی عیب و نقص است. وقتی یکی از اعضای خانواده بیمار دارد، بقیه مراقب هستند. اگر عروسی باشد، همه با هدایا، آرزوهای خوب، خنده و جشن می آیند. و اگر کسی به کمک نیاز دارد، هدف جامعه حل آن بدون هیچ گونه کمک «خارجی» است. اگر کسی کامیون داشته باشد، همه کار و غذا روی میز دارند. اگر کسی تجارتی داشته باشد، مطمئن می شود که برادران و خواهرانش را استخدام می کند و مهارت های جدیدی را به آنها آموزش می دهد.
جوان، سالخورده، تحصیل کرده یا کم بخت: همه در جوامع ترک آهیسکا با هم کار می کنند، زندگی می کنند، می خندند و گریه می کنند. مشاجرات پرشور، اختلاف نظرها و اختلاف نظرها در میان آنها زیاد است. اما به نظر می رسد که آنها همیشه راهی برای بازگشت به یکدیگر و اتحاد خود برای رسیدن به هدف مشترک خود پیدا می کنند: زندگی آبرومندانه و مبارزه سخت برای دستیابی به "حق مبارزه" بدون توجه به اینکه خانه کجاست... زیرا می دانند. وقتی (نه اگر) به آن حق برسند، در آن مبارزه پیروز خواهند شد.
****
وقتی با انگین، پدری جوان در دیتون، اوهایو صحبت کردم، او به دنبال همان «حق مبارزه» بود. در این دو کلمه بسیار گفته شد:
این فرض که مبارزه و فرصت، حقی است که باید به دست آید…
درک اینکه مبارزه تنها راه برای داشتن یک زندگی آبرومندانه است، به خصوص زمانی که باید خانه جدیدی پیدا کنید و هر آنچه را که می دانید، دارید و دوست دارید پشت سر بگذارید…
زمانی که به اندازه کافی سخت کار کردید تا حق مبارزه را به دست آورید، فقط یک مسئله زمان است که کار سخت شما نتیجه دهد…
چیزی که من فوراً در نظر نگرفتم از خود انگین آمد:
زمانی که شما در تلاش هستید، همیشه به پولی که به دست می آورید، غذایی که می توانید روی میز بگذارید، یا کسب و کارهای جدیدی که نمی توانید از هیچ شروع کنید، نیست. البته همه اینها چیزهای خوبی هستند. اما این مبارزه درهای بیشتری را به روی شما باز می کند. شما هر روز با افراد جدیدی ملاقات می کنید، یاد می گیرید که چگونه با چالش های جدید کنار بیایید. شما هر روز از خواب بیدار می شوید، متوجه می شوید که کاملاً زنده هستید و می توانید هر چیزی را که برای آن روز در کتاب است مدیریت کنید. هر فرد جدیدی که ملاقات می کنید، هر چالشی که بر آن غلبه می کنید، هر رابطه ای که در طول آن مبارزه ایجاد می کنید می تواند زندگی شما، زندگی فرزندان و فرزندانشان را تغییر دهد. و به همین دلیل است که برای ما «آمریکا» بسیار عالی است!»
*****
از آن زمان انگین گواهینامه رانندگی تجاری خود را با موفقیت به دست آورده است و برای شرکتی کار می کند که متعلق به یکی دیگر از آهیسکا ترک است. انگین و همسرش در راه پس انداز و خرید کامیون تجاری خود هستند.
در این آخر هفته زیبای روز یادبود، شما را با ترکان شریف آهیسکا و داستان آمریکایی آنها آشنا می کنم. شما حساب کنید.



