• ترکیه
  • فرهنگ و هنر
  • کسب و کار
  • سرمایه گذاری
  • نظر
  • ورزش ها
  • اندیشه و ادبیات
  • ترکستان
  • جهان
جمعه ژوئیه 17، 2026
  • ورود
ترکیه تریبون
  • ترکیه
  • جهان
  • کسب و کار
  • مسافرت رفتن
  • نظر
  • ترکستان
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • ترکیه
  • جهان
  • کسب و کار
  • مسافرت رفتن
  • نظر
  • ترکستان
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
ترکیه تریبون
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج

نتیجه معکوس در بغداد

TT نسخه انگلیسی by TT نسخه انگلیسی
آوریل 15، 2021
in بایگانی
زمان خواندن: 10 دقیقه خواندن
A A

چگونه God Pod اکسون موبیل سران نفت عراق را در بازی خودشان شکست داد.

در سال 2006، یک تکنوکرات عراقی به نام طارق شفیق به تدوین قانون نفت متهم شد. او که یک مهندس آموزش دیده در برکلی بود، کار خود را در دهه 1950 آغاز کرد و از طریق کنسرسیوم شرکت های خارجی متشکل از شرکت نفت عراق رشد کرد - تا اینکه بعثی ها بخش نفت را ملی کردند و در سال 1970 او را به دلیل توطئه با امپریالیست ها به اعدام محکوم کردند. خوشبختانه شفیق در آن زمان از عراق خارج شده بود و برای چندین دهه دیگر برنگشت. اما اکنون او دوباره خود را در مرکز بحث و جدل می بیند. در کشوری که 95 درصد درآمد خود را از نفت دریافت می کند، قانون نفت او نه تنها مدیریت و تنظیم اقتصاد ملی را شکل می دهد، بلکه میزان تمرکز قدرت در بغداد را نیز تعیین می کند. این نقطه مرکزی نسخه خود عراق از مناظرات فدرالیستی بود.

از طرف فدرالیستی، اقلیت کردهای عراق - که قبلاً استقلال سیاسی و نظامی قابل توجهی را در منطقه نیمه خودمختار شمالی خود به دست آورده بودند - استدلال کردند که پراکنده کردن قدرت دولتی می تواند از ظلم و ستم ناشی از کنترل کامل و تزلزل ناپذیر صدام حسین بر نفت جلوگیری کند. درآمد. این یک محافظ در برابر استبداد خواهد بود. از سوی دیگر، تمرکزگراها استدلال می‌کردند که بالکانیزاسیون بخش نفت به درگیری منجر می‌شود و دولت‌های محلی بر سر میادین نفتی فرامرزی می‌جنگند. علاوه بر این، آنها گفتند که این یک ارزش بد برای عراق خواهد بود. اگر بخش‌های مختلف کشور در مناقصه شراکت با شرکت‌های برتر مشابهی شرکت می‌کردند، ناگزیر یکدیگر را کاهش می‌دادند. شفیق از دست ستمگران در بغداد رنج برده بود، اما او همچنان دیدگاه تمرکزگرایانه داشت.

او در سال 2006 نوشت: «بدون یک سیاست واحد مرکزی، ناهماهنگی و رقابت بین [بغداد] و میان مناطق و استان‌های مختلف وجود خواهد داشت.» این امر منجر به صنعت نفت ناسالم می‌شود که به تجزیه کشور کمک می‌کند. اما سخنان پیشگویانه او در سیاست گسسته عراق گم شد.

شش سال بعد، پیش نویس شفیق در کمیته پارلمان در حال فروپاشی است و بحث ها بر سر فدرالیسم همچنان ادامه دارد. اما در صحنه، جایی که هر دو طرف قراردادهایی به ارزش میلیاردها دلار امضا کرده اند، نبرد بی طرف بوده است: فدرالیست ها در کردستان پیروز می شوند، به این دلیل ساده که بهترین متحد آنها قدرتمندتر از هر یک از بغداد است. آن متحد اکسون موبیل است.

همیشه اینطور نبود. برای چندین سال، دولت مرکزی عراق کنترل را در دست داشت و اکسون در تلاش بود تا یکی از بزرگترین شرکای آن باشد. در ژانویه 2010، این شرکت موافقت کرد که میلیاردها دلار در یک میدان نفتی فوق‌العاده غول‌پیکر در بصره به نام قرنا 1 غربی سرمایه‌گذاری کند، با هدف افزایش تولید آن به بیش از 2.8 میلیون بشکه در روز تا سال 2017 - سطحی تقریباً برابر با کل فعلی اکسون. تولید در سراسر جهان یکی از مدیران اکسون در سال 2009 به من گفت: «هدف راهبردی بلندمدت ما در عراق این است که سال‌های بسیار زیادی آنجا باشیم و شریک ارزشمند دولت باشیم و بخشی از موفقیت جامعه آن‌ها باشیم.»

حالا همه چیز تغییر کرده است.

در 18 اکتبر 2011، اکسون شش قرارداد اکتشافی در کردستان امضا کرد. این حرکت نشان دهنده یک تغییر لرزه‌ای در موازنه قدرت عراق بود: اکسون با اختلاف بزرگ‌ترین شرکتی بود که با کردها همسو شد و آشکارا به بغداد خیانت کرد تا این کار را انجام دهد. حسین الشهرستانی، مقام ارشد نفتی عراق، معاون نخست وزیر در امور انرژی، به اکسون هشدار داده بود که امضای قرارداد با کردها غیرقانونی خواهد بود و نقض قرارداد غرب قرنا 1 است. اما وکلای اکسون مخالفت کردند. بغداد بر پایه حقوقی ضعیفی قرار داشت، زیرا - در غیاب قانون نفت مدرن برای تقویت موقعیتش - ادعاهای وزارت نفت، که اختیار اصلی بر قراردادها بود، مبتنی بر تفسیرهای ذهنی از قوانین عراق بود.

یکی از مدیران ارشد اکسون در دیداری ناراحت کننده با شهرستانی، اهداف شرکت خود در کردستان را توضیح داد. دولت عراق اعتراضات خود را اعلام کرده بود.

به گفته شهرستانی، مدیر اجرایی گفت: «با تشکر از شما... موضع عراق در تمام مدت بسیار روشن بود. اما به هر حال با کردستان امضا می کردند.

چندین نفر از افراد آشنا به تصمیم گیری داخلی شرکت به من گفتند که چند دلیل ساده وجود دارد که اکسون مایل است روابط خود با بغداد را به خطر بیندازد. اول، زمین شناسی کردستان بسیار امیدوارکننده به نظر می رسید. دوم، شرایط قرارداد دولت کردستان پتانسیل سود بسیار بیشتری را ارائه می کرد. و سوم، اکسون احتمالاً می تواند با آن کنار بیاید. یک سال بعد، بغداد هنوز از تهدیدات خود مبنی بر اخراج شرکت از بصره حمایت نکرده است.

با این حال، اکسون در حال آماده شدن برای قطع کامل روابط با بغداد است. این شرکت فعالانه به دنبال خریدار برای تصاحب West Qurna 1 است. در همین حال، مدیران دفتر مرکزی اکسون در ایروینگ، تگزاس - که برخی از کارمندان به شوخی آن را "God Pod" می‌خوانند - تصمیم گرفته‌اند تا در کردستان دو برابر شوند. در سال گذشته، آنها حدود یک چهارم میلیارد دلار برای خرید تجهیزات و بسیج دکل ها برای حفاری اکتشافی هزینه کرده اند.

غول های نفتی دیگر از اکسون پیروی می کنند. توتال فرانسه و گازپروم روسیه هر دو در تابستان قراردادهایی را در کردستان امضا کردند، علیرغم داشتن قراردادهایی با بغداد که اکنون در خطر است. شورون در ماه ژوئیه برای دو بلوک اکتشافی کردستان امضا کرد. با این حال، برخلاف سایرین، شورون در وهله اول هرگز حتی به دولت مرکزی هم زحمت نداده بود: رهبران شرکت فکر می‌کردند که عراق خیلی سخت معامله می‌کند.

در واقع شرایط شهرستانی سخت بود. در زمان اولین حراج های قراردادی خود، در سال 2009، او دو الزام رقیب را متعادل می کرد: اول، او معتقد بود که تنها شرکت های بین المللی می توانند به سطح تولید و درآمد مورد نیاز برای بازسازی کشور دست یابند. ثانیاً، پس از یک اشغال تحقیرآمیز، او فشار سیاسی زیادی را برای جلوگیری از این امر احساس کرد که عراق از نظر اقتصادی دوباره توسط غرب تحت استعمار قرار گرفته است. او نیاز داشت که به نفتی ها اجازه ورود بدهد و در انجام این کار قوی به نظر برسد.

راه حل او هم فنی و هم نمایشی بود. در اواخر سال 2009، وزارت نفت دو مزایده تلویزیونی را با تمام ویژگی های یک نمایش بازی برگزار کرد. شهرستانی - که شبیه نسخه عرب ریچارد دریفوس است - در سالن بزرگی که با صندلی‌های مخملی مایل به قهوه‌ای پوشانده شده بود، روی صحنه ایستاده بود در حالی که داوطلبان یکی یکی بالا می‌رفتند تا پاکت‌ها را در یک جعبه پلاستیکی شفاف فرو کنند. این پیشنهادها بر اساس فرمولی ارزیابی شدند که برای مخاطبان تلویزیون در خانه به اندازه کافی ساده بود: شرکتی که قول می‌داد بیشترین نفت را با کمترین پول تولید کند، برنده خواهد شد.

این مزایده ها یک مطالعه موردی در آن چیزی بود که مدیران اکسون به طور خصوصی آن را "سمت تاریک شفافیت" می نامیدند. آنها شکایت داشتند که یک عدد تقلیل‌کننده نمی‌تواند ارزش یک پیشنهاد را نشان دهد، به‌ویژه جنبه‌هایی که به نفع اکسون است. عراق باید بپرسد که کدام شرکت به بهترین وجه سلامت بلندمدت میادین خود را مدیریت می کند، کارکنان محلی را آموزش می دهد و فناوری های پیشرفته را به ارمغان می آورد. در عوض، به جنگی با قیمت پایین دامن می‌زد و انگیزه‌هایی را برای شرکت‌ها ایجاد می‌کرد تا گوشه‌ها را کاهش دهند.

در مزایده اول، اکسون برای میدان نفتی رمیله از شرکت BP پیشی گرفت، میدانی که حتی بزرگتر از غرب قرنه 1 است. در مزایده دوم، مدیران، نگران از دست دادن فرصت دیگری برای کسب جایگاه در سومین ذخایر بزرگ نفتی متعارف جهان بودند. in the God Pod آن را مکید و سود ناچیز شهرستانی را پذیرفت. به گفته چندین نفر از افراد آشنا با این تصمیم، این بخشی از یک برنامه بلند مدت بود. رهبران اکسون چنان به توانایی شرکت خود برای اثبات ارزش خود برای عراق - اجرای پروژه ها به موقع، رعایت بودجه، القای شیوه های تجاری آن در کارکنان محلی - اطمینان داشتند که معتقد بودند بغداد متوجه تفاوت ها خواهد شد و شراکت خود را در طول مسیر گسترش خواهد داد. جو سیاسی ممکن است امکان قراردادهای معقول تری را فراهم کند. ایجاد یک رکورد درخشان پیش از این به اکسون کمک کرده بود تا موقعیت بسیار خوبی را در بخش پررونق گاز قطر کسب کند. این استراتژی شرکت در عراق را نیز پایه ریزی کرد.

شورون به مراتب شکاک تر بود. اندکی پس از امضای اکسون برای وست کورنا 1، معاون رئیس شورون، دونالد مک دونالد، با سفیر پت هاسلاک، که در آن زمان یکی از مقامات ارشد وزارت خارجه بود که در عراق کار می کرد، در سفارت ایالات متحده در بغداد ملاقات کرد. او از او پرسید که چرا شرکتش تصمیم به سرمایه گذاری ندارد.

مک‌دونالد در پاسخ گفت: «ساختار دور مناقصه مانع از یک پیشنهاد رقابتی شد. حاشیه سود بسیار ناچیز بود، به خصوص با توجه به همه چیزهایی که ممکن بود اشتباه پیش برود.

فراتر از اوضاع نابسامان سیاسی و امنیتی، عراق برای حمایت از تولیدات جدید به میلیاردها دلار زیرساخت پشتیبانی نیاز دارد - خطوط لوله جدید، ایستگاه های پمپاژ، مخازن ذخیره سازی و پایانه های صادراتی. همه اینها خارج از محدوده قراردادهای میدان نفتی این شرکت ها بود و مک دونالد تردید داشت که عراق ظرفیت سازمانی برای اجرای همزمان این همه پروژه بزرگ را داشته باشد. او همچنین تردید داشت که عراق واقعاً بخواهد به اندازه قراردادهای جدیدش نفت تولید کند. او گفت که این قراردادها باید دوباره مورد مذاکره قرار گیرد، "و من هرگز ندیده ام که یک قرارداد دوباره مذاکره شده به نفع یک [شرکت نفت بین المللی] باشد."

معلوم شد که همه آن نگرانی‌ها پیش‌بینی شده است. به عنوان مثال، در غرب قرنه 1، برنامه تولید اولیه اکنون به هم ریخته است زیرا عراق با زیرساخت های کلیدی بسیار عقب مانده است. دولت همچنین در پرداخت سریع برای خروجی به دست آمده ناکام مانده است. در نتیجه، هزینه تامین مالی پروژه، حاشیه سود اکسون را کاهش داده است. ثامر غضبان، مشاور ارشد نفتی نخست‌وزیر نوری المالکی، اخیراً اعلام کرد که عراق در حال کاهش یک سوم بلندپروازی‌های تولید خود است – این اعتراف ضمنی به اینکه اهداف اولیه آن بسیار خوشبینانه بود. چنین کاهشی احتمالاً به چندین شرکت، از جمله اکسون، که سود آنها اساساً متناسب با افزایش تولید آنها است، صدمه خواهد زد. به نظر می رسد قراردادها برای مذاکره مجدد قرار دارند.

از سوی دیگر کردستان تمام تلاش خود را برای جلب نظر شرکت های نفتی انجام داده است. پایتخت منطقه‌ای اربیل، حس شهر پررونق نفت را دارد، جایی که هتل‌های مجلل یکی پس از دیگری افتتاح می‌شوند و دلالان املاک و مستغلات خانه‌های شیرینی را برای قیمت‌های بالون برمی‌گردانند. آشتی هورامی، وزیر منابع طبیعی کردستان، در مرکز این رونق قرار دارد، که استراتژی توسعه او بر قراردادهای نفتی متمرکز شده است که نرخ بازدهی سخاوتمندانه ای را برای جبران خطرات سیاسی ناشی از این سرزمین، نوید می دهد.

این خطر قابل توجه است. بغداد نه تنها معاملات کردها را غیرقانونی می داند، بلکه شبکه خطوط لوله صادرات این کشور را نیز کنترل می کند. در حال حاضر، تولیدکنندگان نفت کردستان بیشترین درآمد خود را از فروش نفت خام تقریباً به نصف قیمت به پالایشگاه های داخلی در منطقه به دست آورده اند. آنها به طور متناوب از طریق خطوط لوله بغداد صادرات داشته اند، اما تنها برای کسری از این محصول پول دریافت کرده اند. هیچ کس کاملاً مطمئن نیست که چگونه - یا اینکه آیا - دولت های مرکزی و منطقه ای ترتیبی بادوام برای حمایت از صادرات بزرگی که اکسون و شورون به آن نیاز دارند ایجاد خواهند کرد.

در حال حاضر وعده های هورامی برای اطمینان بخشیدن به سرمایه گذاران کافی است. وی از افزایش 10 برابری ظرفیت تولید کردستان در این دهه به بیش از 2 میلیون بشکه در روز می گوید. در ظاهر، این پیشنهاد پوچ است: چه شرکتی صدها میلیون دلار برای حفاری نفت خرج می کند بدون اینکه برنامه ای برای فروش آن داشته باشد؟ اما در تفکر جادویی که گاهی سرمایه داران صعودی را به جان می اندازد، منطق سنتی معکوس شده است.

تونی هیوارد، مدیرعامل سابق بریتیش پترولیوم که اکنون یک شرکت کوچک انگلیسی-ترکی سرمایه‌گذاری شده در کردستان به نام ژنل انرژی را اداره می‌کند، گفت: «مقیاس فرصت برای کردستان و عراق آنقدر بزرگ است که راه‌حلی برای آن وجود خواهد داشت». مصاحبه با رویترز هیوارد اغلب ادعا کرده است که نفت و پول، اگر به مقدار کافی جمع شوند، مشمول نوعی قانون طبیعی اسمز مالی بین‌المللی هستند: «در یکی دو سال آینده، ظرفیت تولید کردستان به یک میلیون بشکه در روز افزایش خواهد یافت - این هم همین‌طور است. مقدار زیادی نفت در نتیجه یک اختلاف سیاسی بسته شود. بنابراین به هر طریقی، مشکل حل خواهد شد.»

آن را تئوری میدان رویاها برای حل منازعات نفتی بنامید - «اگر آن را حفاری کنید، آن‌ها می‌آیند» - با این حال این فرض در لحظه امضای قرارداد اکسون با کردستان، اعتبار جریان اصلی پیدا کرد. در ابتدا فقط شرکت های بی نام زمین هورامی را خریداری کرده بودند. حالا، سودآورترین شرکت جهان وارد شده بود. هورامی با بدیهی بودن اکسون، کاری را آغاز کرد که پیروزمندانه آن را «فصل ادغام و تملک» نامید. توتال، گازپروم و شورون همگی قراردادهایی را در مدت دو هفته در ماه جولای امضا کردند.

سود سرمایه گذاری کردستان در تضاد با تلاش کم خون بغداد برای جلب شور و شوق مشابه بود. در ماه مه 2012، وزارت نفت دوباره مدیران بین‌المللی نفت را در سالن خود برای حراجی دیگر به سبک نمایش بازی جمع کرد. این بار عراق 12 بلوک اکتشافی جدید ارائه می کرد. برخی از همان شرکت هایی که در مزایده های قبلی شرکت کرده بودند، آنجا بودند، اما بسیاری از بزرگ ترین آنها غایب بودند. پس از باز شدن هر بلوک برای مناقصه، دوره ای از سکوت ناخوشایند آغاز شد. شرکت کنندگان 15 دقیقه فرصت داشتند تا پاکت های خود را در جعبه پلاستیکی شفاف بیندازند، اما دو سوم بلوک ها هیچ پیشنهادی دریافت نکردند. این سکوت عمدتاً با تم آهنگ «پدرخوانده» پر شد، که وزارتخانه به طور غیرقابل توضیحی آن را برای موسیقی متن فیلم انتخاب کرده بود. در پایان این مراسم، آنها یک آهنگ ناسیونالیستی به نام "پیروزی بغداد" را پخش کردند، اما متن آهنگ توخالی بود.

سارا اکبر، مدیر عامل کویت انرژی، در مصاحبه با عراق اویل ریپورت گفت: «من معتقدم که عراقی ها باید شرایط را برای جذب افراد دیگر مورد بازنگری قرار دهند. برای این شرایط، [بسیاری از بلوک ها] نمی توانند توسعه یابند."

با مهاجرت شرکت های نفتی به شمال، نفوذ سیاسی با آنها در حال حرکت است. دولت بریتانیا به تازگی اعلام کرده است که کنسولگری خود در بصره را تا حدی برای انتقال منابع به اربیل می بندد. مهمتر از آن، کردستان در روابط خود با ترکیه از یک رنسانس برخوردار است. از لحاظ تاریخی، دولت ترکیه به دلیل ترس از جسور کردن اقلیت کرد خود برای انتظار سطوح مشابه از استقلال، از حمایت از خودمختاری کردها در عراق محتاط بوده است. با این حال، یک سری پویایی‌های منطقه‌ای دو طرف را به هم نزدیک‌تر کرده است: جنگ داخلی در سوریه، همسویی نگران‌کننده مالکی با ایران، و اقتصاد پررونق ترکیه، که هر روز تشنه انرژی است. در هر سه مورد، کردهای عراق می توانند متحدان ارزشمندی باشند.

در این زمینه، دولت ترکیه به طور موقت ساخت خطوط لوله نفت و گاز به مرز کردستان را تصویب کرده است. چنین زیرساختی برای عراق و منطقه تحول آفرین خواهد بود. کردستان را به مرز خودکفایی اقتصادی می رساند. که به نوبه خود، پیوندهای اتکای مالی به بغداد را که کردستان را از اعلام یک کشور مستقل باز داشته است، تهدید می کند.

همه اینها مالکی را هم عصبانی و هم مضطرب کرده است. جدایی احتمالی کردستان تنها بخشی از مشکل است. مسئله بزرگتر، پیشینه فدرالیستی است که کردستان در حال ایجاد آن است. استان های دیگر با حسادت متوجه موفقیت کردها شده اند و می خواهند از آن الگوبرداری کنند. سیاستمداران پوپولیست در دولت های استانی در سراسر عراق - حتی بسیاری از احزاب که به طور رسمی با مالکی همسو هستند - از خودمختاری بیشتر در یک سیستم سست و فدرال دفاع کرده اند. اگر چنین جنبشی در استانی کلیدی مانند بصره که منبع 70 درصد تولید نفت عراق است، مورد توجه قرار گیرد، می تواند قدرت دولت مرکزی را تضعیف کند.

تلاش برای خودمختاری منطقه‌ای تا کنون در خارج از کردستان نسبتا ملایم بوده است، عمدتاً به این دلیل که مالکی قدرت زیادی را به عنوان فرمانده نیروهای مسلح حفظ کرده است. با این حال، جنبش فدرالیستی همچنین ترس های بیان شده توسط طارق شفیق در سال 2006 را منعکس می کند: عراق کشوری است که برای به دست آوردن سرمایه گذاری خارجی با خود رقابت می کند و این چشم انداز را که درگیری های داخلی آن به خشونت و حتی جنگ تبدیل می شود، تسخیر شده است. بسیاری از منتقدان بغداد در کردستان و در داخل شرکت های نفتی، دولت را به خسیس و کنترل بیش از حد مقصر می دانند. ممکن است حق با آن‌ها باشد - اما اینها تنها نشانه‌های یک اختلال سیاسی عمیق‌تر هستند که کردها و شرکت‌ها کاملاً در آن شریک هستند.

از دیدگاه کردی البته تصویر کاملا متفاوت است. یک گروه اقلیت تحت ستم از پویایی رقابتی سرمایه داری جهانی برای به دست آوردن سطح بی سابقه ای از کنترل بر سرنوشت خود استفاده کرده است. آنها از تمام قدرت بخش خصوصی استفاده کرده اند. یا به قول مسعود بارزانی رئیس اقلیم کردستان: «اگر اکسون موبیل بیاید، معادل 10 لشکر نظامی آمریکایی است... اگر منافعشان در آنجا باشد، از منطقه دفاع خواهند کرد.»

(سیاست خارجی)

برچسب ها: نفتترکیه
ارسال قبلی

رامنی وعده "تغییر واقعی" در "وضعیت موجود" اوباما را داد

پست بعدی

از همه خسته شده

TT نسخه انگلیسی

TT نسخه انگلیسی

پست بعدی
20121027_USP001_0

از همه خسته شده

لطفا ورود برای پیوستن به بحث

ستون نویس شوید!

صدای خود را در TT به اشتراک بگذارید

  • ترکیه
  • فرهنگ و هنر
  • کسب و کار
  • سرمایه گذاری
  • نظر
  • ورزش ها
  • اندیشه و ادبیات
  • ترکستان
  • جهان
ترکیه تریبون

© ۲۰۲۶ ترکیه تریبون. تمامی حقوق محفوظ است

ترکیه تریبون - صدای بین‌المللی ترکیه

  • درباره ما:
  • سیاست حفظ حریم خصوصی
  • تماس با ما
  • تبلیغات
  • ارسال برای ما
  • کتابهای رایگان

ما را دنبال کنید

بازگشت خوش آمدید!

در زیر وارد حساب کاربری خود شوید

رمز عبور را فراموش کرده اید؟

رمزعبور خود را بازیابی کنید

لطفاً نام کاربری یا آدرس ایمیل خود را برای تنظیم مجدد رمز خود وارد کنید.

ورود
بدون نتیجه
مشاهده تمام نتایج
  • ترکیه
  • فرهنگ و هنر
  • کسب و کار
  • سرمایه گذاری
  • نظر
  • ورزش ها
  • اندیشه و ادبیات
  • ترکستان
  • جهان

© ۲۰۲۶ ترکیه تریبون. تمامی حقوق محفوظ است

متن شما