در 13 سپتامبر 1993، شیمون پرز و محمود عباس در چمن جنوبی کاخ سفید برای امضای بیانیه اصول اسرائیل و ساف یا توافقنامه اسلو ملاقات کردند. یاسر عرفات، رهبر سازمان آزادیبخش فلسطین (PLO) و اسحاق رابین، نخستوزیر اسرائیل، سپس با یک دست دادن تاریخی، این توافق را امضا کردند.
اما اهداف تعیین شده در توافقنامه اسلو محقق نشده باقی مانده است. در واقع، بعید است که این توافق برای پرز 89 ساله و عباس 77 ساله که به ترتیب روسای جمهور اسرائیل و تشکیلات خودگردان فلسطین هستند، زنده بماند. عوامل متعددی در بدتر شدن چشم انداز صلح پایدار نقش داشتند.
شاید مهمترین عامل، تداوم - و گاهی تسریع - شهرکسازیهای اسرائیل در سرزمینهای اشغالی فلسطین بوده است. برخی از فلسطینیان در کرانه باختری و غزه به شکست توافقنامه در خواست صریح برای پایان دادن به شهرک سازی غیرقانونی اسرائیل اعتراض کردند. اما با توجه به ضعف و عدم حمایت ساف در جهان عرب پس از امتناع این سازمان از مخالفت با اشغال کویت توسط عراق، رهبران آن توافق ناقص را پذیرفتند و استدلال کردند که مرزهای فلسطین در دوره انتقال توافق خواهد شد.
اما، 19 سال بعد، بنیاد صلح خاورمیانه مستقر در واشنگتن گزارش داد که از زمان توافق اسلو، شهرک های یهودی نشین بیشتری در سرزمین های اشغالی فلسطین نسبت به قبل از امضای آنها ساخته شده است. در نتیجه، نیاز اسرائیل به توقف فعالیتهای شهرکسازی به یک الزام بینالمللی - نه فقط فلسطینی - برای مذاکرات صلح مؤثر تبدیل شده است.
عامل مهم دیگر خشونت مداوم است. از زمان دست دادن رابین و عرفات، تقریباً 7,500 فلسطینی و 1,400 اسرائیلی کشته شده اند و بسیاری دیگر مجروح یا زندانی شده اند. سیاست یکجانبه اسرائیل در تخریب خانهها در فلسطین منجر به تبعید یا بی خانمان شدن تعداد زیادی فلسطینی در اورشلیم، الخلیل، دره اردن و جاهای دیگر شده است. در حالی که در سالهای اخیر کشتارها به شدت کاهش یافته است، تقریباً یک روز بدون نوعی خشونت، اغلب علیه غیرنظامیان - از جمله کودکان - نمیگذرد.
دامن زدن به این خشونت باعث ناامیدی فزاینده در غیاب توافق دیپلماتیک می شود. در حالی که رهبران بین المللی امواج رادیویی خود را با صحبت از صلح پر می کنند، آنها نتوانسته اند شجاعانه و قاطعانه به مناقشه رسیدگی کنند.
به عنوان مثال، انتخاب باراک اوباما، رئیس جمهور ایالات متحده، چهار سال پیش، امید به از سرگیری مذاکرات را زنده کرد. اما جورج میچل، فرستاده صلح اوباما، استعفا داد و گروه چهارجانبه (سازمان ملل، اتحادیه اروپا، روسیه و ایالات متحده) به حاشیه رفت. در همین حال، وعده مشروط بنیامین نتانیاهو، نخست وزیر اسرائیل مبنی بر حمایت از کشور فلسطین، با سیاست های شهرک سازی تحریک آمیز دولت وی در مناطقی که قرار بود کشور فلسطین را تشکیل می داد، بی معنی شده است.
قرارداد اسلو سرزمین های اشغالی را به سه منطقه تقسیم کرد. فلسطینیها مسئولیت پرتراکمترین مناطق شهری را بر عهده گرفتند، در حالی که اسرائیل کنترل کامل نظامی و اداری بر بزرگترین قلمرو، "منطقه C"، که 61 درصد از کرانه باختری را تشکیل میدهد، داشت.
بسیاری از فلسطینی ها معتقدند که این در خدمت هدف بلندمدت صهیونیست ها برای حفظ سرزمین بدون مردم است. در واقع، شهرکهای اسرائیلی به معنای الحاق بالفعل سرزمینهایی است که فلسطینیها به دنبال گسترش کشور خود هستند. در نتیجه بدون توافق مشخص در مورد مرزها، منطقه C شاهد جدی ترین برخوردها خواهد بود.
توافقنامه اسلو همچنین نتوانسته فلسطینیان را در مسیر استقلال اقتصادی قرار دهد. به گفته بانک جهانی و سایر آژانس های بین المللی، فرآیندهای اداری و امنیتی آهسته و پیچیده، از جمله صدها ایست بازرسی، توسعه اقتصادی فلسطین را غیرممکن می کند.
وابستگی فلسطین به کالاهای اسرائیلی مشکل را تشدید می کند، همچنان که کنترل اسرائیل بر جابجایی کالاها و افراد به داخل و بین کرانه باختری و نوار محاصره شده غزه.
پروتکل پاریس در سال 1994، یکی از مهم ترین ضمیمه های پیمان اسلو، به منظور تعریف روابط اقتصادی بین اسرائیل و تشکیلات خودگردان فلسطین بود. اما اسرائیل به نفع تجارتش ربوده شده است. این پروتکل از تشکیلات خودگردان فلسطین میخواهد که قیمت برخی کالاها و نرخ مالیات بر ارزش افزوده آن را به اسرائیل مرتبط کند. فلسطینی ها را مجبور به استفاده از واحد پول اسرائیل می کند. و رویه های گمرکی در گذرگاه های مرزی با اردن و مصر را تنظیم می کند.
مناقشه فلسطین و اسرائیل، که اکنون حداقل 45 سال دارد، مشکل پیچیده ای نیست. برعکس، میتوان آن را کاملاً خلاصه کرد: به تعبیر جیمز کارویل، عامل سیاسی آمریکایی، «این اشغال است، احمقانه».
در نهایت، عباس موافقت مجمع عمومی سازمان ملل را از تشکیل کشور فلسطین به دست خواهد آورد - آخرین دستاورد او قبل از ترک سیاست، همانطور که به دستیاران ارشد خود گفته است. پس از خروج وی، اسرائیل از مخالفت قاطع خود با خشونت و حمایتش از همکاری امنیتی غافل خواهد شد.
تصمیم نمادین در مورد تشکیل دولت و به دنبال آن خروج عباس، پایان روندی است که از اسلو آغاز شد و نزدیک به دو دهه است که آرزوهای فلسطینیان را تضعیف کرده است. با توجه به اینکه روند اسلو اکنون به وضوح مرده است، دو گزینه باقی مانده است: هرج و مرج، افراط گرایی و خشونت، یا یک روند جدید صلح - در حالت ایده آل، گزینه ای که می تواند به اشغال پایان دهد و امکان استقلال و آزادی فلسطین را در کنار یک اسرائیل امن و مطمئن فراهم کند.
*داود کوتاب، استاد سابق روزنامه نگاری در دانشگاه پرینستون، مدیر کل شبکه رسانه های اجتماعی در امان است. © Project Syndicate 2012



